سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۰
نظرات: ۱
۰
-
[سیدمحمدکاظم سجادپور] روابط بین‌المللی در ۱۴۰۴ اغتشاش، ابهام و نااطمینانی

هرچند که این دوران مشحون از اغتشاش، ابهام و نااطمینانی است، اما در سال ۱۴۰۴ روشن شد و در سال ۱۴۰۵ روشن‌تر نیز خواهد شد که سرنوشت روابط‌ بین‌المللی نه در واشنگتن، بلکه در چارگوشه جهان و ازجمله در مقاومت مردم سرزمین ما مقابل تجاوزات ناجوانمردانه تعیین خواهد شد.

سید محمدکاظم سجادپور - روزنامه اطلاعات:سال ۱۴۰۴ هجری شمسی در حال پایان و اتمام است. سال ۱۴۰۴ از پرماجراترین سال‌های تاریخ روابط بین‌المللی معاصر است. کشور و سرزمین عزیز ما، دو بار در این سال مورد تجاوز و تعرض مشترک رژیم صهیونیستی و ایالات متحده قرار گرفت که دومین آن همراه با مقاومت تاریخی ایران ادامه دارد. سال ۱۴۰۴ در عرصه روابط بین‌المللی را چگونه می‌توان مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار داد؟ 

برای پاسخ نمی‌توان همه تحولات بین‌المللی را ذکر کرد و به شمارش آنها پرداخت، اما می‌توان با مجموعه‌ای از مفاهیم، در یک چشم‌انداز کلان مورد بررسی قرار داد. «فروریختگی»، «پایداری» و «معماری و پوست‌اندازی بین‌المللی»، همه این مفاهیم روشن‌کننده ابهام، اغتشاش و نااطمینانی عمیقی است که بر روابط بی‌المللی حاکم است.

فروریختگی نهادها، ارزش‌ها و هنجارهای بین‌المللی در سال ۱۴۰۴ به اوج رسید. از تداوم تجاوز رژیم صهیونیستی به فلسطینی‌ها گرفته تا تجاوز به ایران، شاهد بهم ریختگی چارچوب‌هایی هستیم که از طریق آنها روابط بین‌المللی و مناسبات دوجانبه و چندجانبه مدیریت و اداره می‌شده است.جالب آنکه ایالات متحده که خود در نظم دادن به روابط بین‌المللی در پی جنگ جهانی دوم، مجموعه و منظومه‌ای از سازمان‌های بین‌المللی و در رأس آن‌ها سازمان ملل متحد نقش اساسی داشت، با گفتمان‌ها و کردارهای یک سال گذشته صریحاً و علناً به زیر پا گذاشتن آنها پرداخته و بی‌تردید یاغی‌ترین دولت در مجموعه دولت‌های کنونی جهان است. 

از ادعای تصاحب گریلند گرفته تا ربایش رئیس جمهور ونزوئلا، و از قبول مدیریت تعرض و تجاوز به کشور ما گرفته تا تحقیر پیوسته متحدین خود، در سال ۱۴۰۴ ناقض‌ترین کنشگر نه فقط علیه ارزش‌های حقوقی، بلکه ارزش‌های اولیه انسانی بود. در مورد چرائی رفتار ایالات متحده در سالی که گذشت، سخن‌ها و تحلیل‌های متنوعی مطرح شد. غالب‌ترین گفتمان بر نقش و شخصیت ترامپ تمرکز داشت و اینکه این ترامپ است که جهان را به چنین وضعیتی انداخته است. هیچگاه سیاست در ایالات متحده و در روابط بین‌المللی، به اعتقاد برخی از کارشناسان سیاست، به این حد شخصی نشده است. همه راه‌ها به او ختم شده تلقی می‌گردد. 

در عین اهمیت، نقش و چگالی شخصی ترامپ در اغتشاش کنونی در روابط بین‌المللی، نمی‌توان هرآنچه در این به‌هم ریختگی مشاهده می‌شود را فقط در روحیه و نشیب و فراز حالات روانی او ارجاع داد. ترامپ، نه فقط یک شخصیت، بلکه یک جناح، یک تفکر، یک جریان می‌باشد که طی دهه‌ها در کنش و واکنش‌های درونی و بیرونی ایالات متحده شکل گرفته است. این جریان عصبانی و خشمگین، با انگیزه افزایش قدرت و ثروت شخصی و گروهی، با اقداماتی که تحت عنوان احیای عظمت آمریکا در سال ۱۴۰۴ انجام داد، فی‌الواقع دقیقاً در نقطه مقابل ادعای خود قرار دارد.

بدین معنی که در عین قدرت نظامی و تکنولوژیک آمریکا نسبت به سایر قدرت‌های جهانی، ایالات متحده به هیچ‌رو نتوانسته و نخواهد توانست موقعیت بین‌المللی خود در دهه‌های چهل و پنجاه قرن بیستم میلادی را بدست آورد. کنش‌ها و واکنش‌های ادراکی، گفتمانی و رفتاری ایالات متحده در سال ۱۴۰۴ نشانگر بحران عمیق اخلاقی، هنجاری، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در درون آمریکا و موقعیت جهانی آن است.

در عین تعرض و تجاوز به نهادها، ارزش و نمادهای پذیرفته شده بین‌المللی توسط آمریکا و هم‌پیمان آن یعنی رژیم صهیونیستی، سال ۱۴۰۴ شاهد پایداری بین‌المللی هم بودیم. پایداری بین‌المللی، شکل‌ها و نمودهای رنگارنگی داشت و در مقابل به‌هم ریختگی دنبال شده توسط ایالات متحده، برجسته بود و هست. نهادهای بین‌المللی بی‌تردید از منش و کنش ایالات متحده آسیب دیدند ولی همچنان هستند کشورهای مختلف جهان که نسخه واشنگتنی روابط بین‌المللی را مورد پذیرش قرار ندادند.

چین و روسیه، باوجود معامله‌گری رایج قدرت‌های بزرگ، در عین حفظ همکاری و روابط با ترامپ و آمریکا، چارچوب‌های روابط بین‌المللی خود را دنبال کردند. حتی متحدین غربی آمریکا، در مقابل خوانش روابط بین‌المللی ترامپ زاویه گرفتند. سخنرانی نخست‌وزیر کانادا در اجلاس داووس در دیماه ۱۴۰۴ شاید برجسته‌ترین جلوه مخالفت دوستان غربی با آمریکا بود.

جنوب جهانی هم در سال ۱۴۰۴ مخصوصاً در برگزاری اجلاس گروه بیست و مخصوصاً اقدام آفریقای جنوبی در اجلاس ژوهانسبورگ و به تأیید و تصویب رساندن بیانیه نهایی باوجود مخالفت آمریکا، هویت متفاوت روابط بین‌المللی را به نمایش گذاشت و در یک کلام، روشن شد که باوجود وزن قابل توجه آمریکا، در روابط بین‌المللی امروز ایالات متحده تنها کنشگر نیست؛ کنشگران متعددند و هرکدام سهم و نقشی را از خود در سال ۱۴۰۴ نشان دادند.

تردیدی نیست که روابط بین‌المللی در سال ۱۴۰۴ دچار نوعی پوست‌اندازی استراتژیک شد. در دوره‌ای که وارد آن شده‌ایم، تلاش برای معماری استراتژیک جهانی و منطقه‌ای را شاهدیم. طرح‌ها، نسخه‌ها و روایت‌های رنگارنگی برای شکل دادن به آینده را شاهدیم. هرچند که این دوران مشحون از اغتشاش، ابهام و نااطمینانی است، اما در سال ۱۴۰۴ روشن شد و در سال ۱۴۰۵ روشن‌تر نیز خواهد شد که سرنوشت روابط‌ بین‌المللی نه در واشنگتن، بلکه در چارگوشه جهان و ازجمله در مقاومت مردم سرزمین ما مقابل تجاوزات ناجوانمردانه تعیین خواهد شد.

با تجاوز به کشور ما، ایالات متحده در پی تسلط کامل بر منابع انرژی جهانی است. در کمتر دورانی، تجاوزگران اینقدر لخت و عریان نیت‌های خود را بیان کردند که در سال ۱۴۰۴ بر زبان راندند. جمله تلخ و تاریخی صدر اعظم آلمان در جنگ دوازده روزه که گفت در حمله به ایران، اسرائیل دارد کار کثیف را برای ما انجام می‌دهد، بسیار روشن کننده بود. این جمله در کنار سخنرانی ترامپ بعد از ربایش رئیس جمهور ونزوئلا حائز اهمیت است. او در سخنرانی و مصاحبه مطبوعاتی، بیست‌وشش بار از واژه «نفت» استفاده کرد. در مورد تجاوز به ایران هم، حرف‌های مشابهی توسط وزیر انرژی آمریکا در اسفندماه جاری بیان شد. رژیم صهیونیستی هم در پی هژمونی منطقه‌ای و سلطه استراتژیک بر غرب آسیاست.

اما همچنان ادوار دیگر تاریخ، سال ۱۴۰۴ روشن ساخت هر جا که تمایلات هژمونیک و سلطه‌طلبانه است، مقاومت، پایداری و ایستادگی همزاد آن است. امید پیوسته ما به خدایی است که نهایتاً حق را بر باطل استیلا می‌بخشد. امید، روح زندگی است؛ به امید سالی متفاوت.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • سهیلاکاسب IR ۰۴:۳۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۶
    بدگمانی به.وجود.می.اورد.

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی